معمای شرق؛ وقتی آتش جنگ ایران، سفره اقتصاد چین و روسیه را میسوزاند
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ هشتمین روز از شعلهورشدن آتش جنگ در ایران در حالی سپری میشود که دود آن نه فقط در آسمان خاورمیانه که در بازارهای انرژی و تالارهای اقتصاد مسکو و پکن نیز پیچیده است. آنچه در نگاه نخست فقط یک بحران منطقهای به نظر میرسید، اکنون به معمایی عمیق برای متحدان شرق ایران تبدیل شده است. اگرچه مواضع رسمی پکن و مسکو بر ضرورت خویشتنداری و گفتوگو متمرکز است اما تحلیل محافل کارشناسی و دادههای اقتصادی حاکی از آن است که «همپیمانان استراتژیک» ایران در شرق، بیآنکه شلیک کنند، در این جنگ گلولهباران میشوند. تنگه هرمز که روزگاری شریان حیاتی صادرات انرژی منطقه بود، اکنون به تیغی دولبه تبدیل شده که اقتصاد چین و روسیه را هم به شدت میآزارد.
چین در تور طوفان انرژی؛ از افزایش قیمت نفت تا جهش هزینه حمل
برای پکن، نخستین و سنگینترین تبعات جنگ، در کارتهای بازرگانی و محاسبات پیچیده تامین انرژی رقم میخورد. بر اساس دادههای منتشرشده، با بسته شدن عملی تنگه هرمز، بیش از نیمی از نفت وارداتی چین که از مسیر این آبراه عبور میکند، در معرض خطر جدی قرار گرفته است. این بحران بلافاصله خود را در قیمتها نشان داد. شاخص قیمت نفت خام وارداتی در بنادر شاندونگ چین که دماسنج اصلی بازار این کشور محسوب میشود، در تاریخ ۳ مارس ۲۰۲۶ (۱۲ اسفند) با جهش ۴.۵۶ درصدی نسبت به روز قبل از آن، به ۱۲۷۵.۳۶ واحد رسید که معادل ۸۰.۲۴ دلار به ازای هر بشکه است.
اما دردناکترین بخش ماجرا برای چین، جهش نجومی هزینههای حملونقل است. تحلیلگران ارشد «کال نرد» (یک شرکت مشاوره انرژی) هشدار میدهند که اگر کشتیها مجبور به تردد از مسیر جایگزین دماغه امید نیک شوند، حدود دو هفته به زمان سفرشان افزوده شده و هزینهها سر به فلک میکشد. آمارها نشان میدهد که کرایه نفتکشهای غولپیکر (VLCC) از خاورمیانه به چین از ابتدای سال جاری میلادی ۲۰۰ درصد افزایش یافته و از مرز ۱۷ هزار دلار در روز عبور کرده که بالاترین رقم از آوریل ۲۰۲۰ تاکنون به شمار میرود. این به معنای افزایش فشار بر حاشیه سود پالایشگاههای چینی و در نهایت گرانی فرآوردههای نفتی برای مصرفکننده نهایی است.
بازار گاز چین نیز از این آتشسوزی در امان نمانده است. «یولیا داویدوا، مدیر مرکز مطالعات سیاسی-اجتماعی دانشگاه پلخانف مسکو» در گفتوگو با خبرگزاری تاس بر این باور است که اختلال در زنجیره تامین انرژی، چین را به شدت تحت فشار قرار داده است. هرچند سهم گاز وارداتی چین از مسیر هرمز فقط حدود ۷ درصد از کل مصرف این کشور است اما همین مقدار هم برای به هم ریختن بازار کافی بوده است. قیمت گاز طبیعی مایعشده (LNG) در بازار شمال شرق آسیا با رشد ۱۲۸ درصدی از ۲۷ فوریه تا ۴ مارس، به ۲۴.۲ دلار به ازای هر میلیون بیتییو رسیده و در داخل چین نیز قیمتهای تولیدکنندگان و مراکز دریافتکننده LNG افزایش یافته است.
روسیه؛ برنده ظاهری با زخمهای عمیق اقتصادی
در سوی دیگر میدان، روسیه قرار دارد که در نگاه اول برنده بیبدیل این بحران به نظر میرسد. افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، نفس تازهای به بودجه پرشکاف کرملین دمیده است. ایگور یوشکوف، تحلیلگر دانشگاه مالی دولتی روسیه (وابسته به دولت این کشور)، در گفتوگو با رویترز با صراحت اعلام کرده که درگیری در تنگه هرمز، شرایط مساعدی را برای رشد درآمدهای روسیه از محل صادرات انرژی ایجاد کرده است.
آمارها حرف او را تایید میکند؛ قیمت نفت اورال روسیه که پیش از جنگ با تخفیف ۱۰ تا ۱۳ دلاری نسبت به برنت به هند فروخته میشد، اکنون در محمولههای تحویل مارس و آوریل با ۴ تا ۵ دلار صرفه نسبت به برنت به فروش میرسد. کرملین نیز این جهش را تایید کرده است.
اما این تمام ماجرا نیست. پشت این ظاهر برنده، زخمهای عمیقی بر پیکره اقتصاد روسیه نشسته است. بر اساس گزارش رویترز در تاریخ ۳ مارس، بودجه ۲۰۲۶ روسیه بر اساس قیمت نفت ۵۴۴۰ روبل (حدود ۵۹ دلار) به ازای هر بشکه و نرخ ارز ۹۲.۲ روبل در برابر دلار بسته شده است. در حالی که قیمت نفت اورال در ۲ مارس فقط ۳۵۸۲ روبل (۴۶.۱۳ دلار) بود. این یعنی برای جبران کسری بودجه یا باید قیمت نفت بیش از ۵۰ درصد دیگر افزایش یابد یا نرخ روبل به ۱۱۷.۵ در برابر دلار سقوط کند که تبعات تورمی سنگینی به همراه دارد.
کریستوفر ویفر، تحلیلگر ارشد شرکت مشاوره «مکرو ادوایزری» نیز معتقد است استراتژی اروپا برای قطع کامل گاز روسیه که بر پایه جایگزینی با LNG قطر و آمریکا استوار بود، اکنون با این بحران به شدت به چالش کشیده شده و این میتواند در بلندمدت به معنای بازگشت ناگزیر اروپا به سوی گاز روسیه باشد که به معنای پارادوکسی دیگر برای مسکو است.
وابستگی به مثابه آسیبپذیری
آنچه از مجموع تحلیلهای کارشناسان روسی و بینالمللی برمیآید، تصویری پیچیده از «همبستگی پرهزینه» است. روسیه و چین به عنوان متحدان تجاری و سیاسی ایران، اکنون در وضعیتی قرار گرفتهاند که هر تحول در میدان نبرد، بیواسطه بر سفره اقتصادی و محاسبات راهبردی آنها اثر میگذارد. افزایش ۲۰۰ درصدی هزینه حمل نفت برای چین و فروپاشی محاسبات بودجهای روسیه بر اساس جهش قیمتها، نشان میدهد که این دو قدرت بزرگ، بر خلاف تصور رایج، در برابر تبعات اقتصادی جنگ ایران نه فقط مصون نیستند که در خط مقدم آسیبپذیری قرار دارند. به بیان یولیا داویدوا، اقتصاددان شهیر روس، این بحران میتواند رکود را به کشورهای توسعهیافته و وابسته به انرژی خلیج فارس تزریق کند و چین را به عنوان اولین گزینه در این مسیر پرفراز و نشیب قرار دهد.