بنادر پاکستان، جایگزین هرمز در روزهای محاصره
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ با تشدید درگیریهای منطقهای و انسداد تنگه هرمز، معادلات ژئوپلیتیک و اقتصادی غرب آسیا وارد مرحلهای کمسابقه شده است. این گذرگاه حیاتی که پیشتر به عنوان اهرم بازدارندگی در نظر گرفته میشد، اکنون به یک واقعیت میدانی تبدیل شده و بازارهای جهانی را با شوک مواجه کرده است.
همزمان، اقتصادهای منطقه با تهدیدی جدی روبهرو شدهاند؛ به ویژه ایران و پاکستان که زنجیرههای تامین انرژی و غذا در آنها تحت فشار قرار گرفته و زمینه شکلگیری نوعی همکاری اضطراری میان دو کشور فراهم شده است.
شوک نامتقارن به اقتصاد ایران و پاکستان
بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یک گلوگاه حیاتی و محاصره آبهای جنوبی ایران، اثراتی متفاوت اما همزمان بر دو کشور داشته است. در پاکستان، با وجود تنوع نسبی در تولید برق شامل انرژی هستهای، خورشیدی و زغالسنگ، وابستگی شدید به واردات نفت و LNG از مسیر هرمز، بخشهای کلیدی اقتصاد را تهدید میکند.
توقف جریان سوخت، ناوگان حملونقل را دچار اختلال کرده و تعطیلی صنایع وابسته به گاز، به ویژه تولید کود شیمیایی، میتواند به بحران در بخش کشاورزی و کاهش تولید مواد غذایی منجر شود.
در ایران نیز با وجود کنترل نظامی تنگه، چالش تامین کالاهای اساسی پیشبینی میشود؛ چرا که بنادر جنوبی نقش اصلی در واردات کالاهای حیاتی دارند در شرایط پرریسک قرار گرفتهاند. از همینرو ممکن است این روند موجب اختلال در ورود غلات، نهادههای دامی، روغن و کود شود و امنیت غذایی و ثبات اقتصادی کشور را تحتالشعاع قرار دهد.
تغییر مسیرهای تجاری؛ نقشآفرینی بنادر پاکستان
در واکنش به محدودیتهای دریایی، توجه به مسیرهای زمینی و شرقی افزایش یافته است. در این چارچوب، پاکستان به عنوان مسیر جایگزین تامین کالا برای ایران مطرح شده است. بنادر کراچی، گوادر و پورتقاسم میتوانند به مراکز انتقال و ترانزیت کالا برای ایران تبدیل شوند.
بر این اساس، ایران قادر خواهد بود بخشی از واردات خود را از طریق این بنادر انجام داده و سپس از مسیرهای زمینی و ریلی به داخل کشور منتقل کند. علاوه بر این، پاکستان با ظرفیت تولید محصولات کشاورزی، میتواند تامینکننده مستقیم اقلامی مانند برنج، غلات و نهادههای دامی برای ایران باشد.
دیپلماسی انرژی؛ پاسخ ایران به بحران سوخت پاکستان
در مقابل، ایران میتواند با تکیه بر منابع انرژی خود، بخشی از نیازهای پاکستان را تامین کند. صادرات زمینی و تهاتر فرآوردههای نفتی و گاز، راهکاری کوتاهمدت برای حفظ فعالیت صنایع و ناوگان حملونقل پاکستان محسوب میشود.
در چشمانداز بلندتر، اتصال شبکههای انرژی منطقهای و انتقال منابع از کشورهایی مانند روسیه، ترکمنستان و عراق به سمت شرق، میتواند وابستگی پاکستان به مسیر دریایی هرمز را کاهش داده و نوعی پیوند پایدار انرژی میان دو کشور ایجاد کند.
اقتصاد در شرایط جنگ؛ بازگشت به سازوکار تهاتر
با توجه به محدودیتهای مالی، تحریمها و دشواری دسترسی به نظام بانکی بینالمللی، استفاده از سازوکار تهاتر و تسویه غیردلاری در دستور کار قرار گرفته است. در این چارچوب، وزارت نفت ایران مسوول تعیین حجم و نوع انرژی قابل تهاتر و مذاکره برای قرارداده است. همچنین وزارت جهاد کشاورزی، اولویتهای وارداتی شامل غلات و نهادهها را مشخص میکند و بانک مرکزی با ایجاد حسابهای تهاتری و استفاده از ارزهای محلی یا ثالث، فرآیند تسویه را مدیریت میکند. همچنین، تشکیل کارگروه مشترک ایران و پاکستان در حوزههای انرژی، غذا و حملونقل، برای هماهنگی سیاستها و کاهش ریسکها در دستور کار قرار دارد.
شکلگیری یک نظم اقتصادی جدید در شرق
تحولات جاری تنها یک واکنش موقت به بحران نیست، بلکه میتواند به شکلگیری یک الگوی جدید همکاری اقتصادی در منطقه منجر شود. پیوند میان امنیت انرژی پاکستان و امنیت غذایی ایران، زمینهساز نوعی همگرایی راهبردی است که در صورت تداوم، میتواند وابستگی به مسیرهای پرریسک دریایی را کاهش داده و نقش مسیرهای زمینی را تقویت کند.
در صورت موفقیت این سازوکارها، ایران و پاکستان نه فقط از فشارهای ناشی از بحران عبور خواهند کرد، بلکه ممکن است پایههای یک بلوک اقتصادی جدید در شرق را بنا بگذارند؛ بلوکی که در آن، مسیرهای زمینی جایگزین گلوگاههای سنتی دریایی میشوند.