قمار بزرگ ترامپ در تنگه هرمز؛ جهان در انتظار شوک نفتی
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ دونالد ترامپ شامگاه شنبه در حالی در یک سالن در میامی مشغول تماشای مسابقه زنده UFC بود که همزمان، معاون وی، جیدی ونس از عدم دستیابی به توافق صلح با ایران پس از مذاکرات فشرده در پاکستان خبر داد. در نتیجه، جهان تا صبح یکشنبه منتظر ماند تا واکنش رئیسجمهور آمریکا اعلام شود؛ واکنشی که در قالب تصمیمی جنجالی برای اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز و احتمال توقیف کشتیهایی که به ایران عوارض پرداخت میکنند، مطرح شد.
این اقدام تازهترین تلاش ترامپ برای تغییر روند جنگ میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران است؛ جنگی که از اواخر فوریه آغاز شده اما اکنون خروج از آن برای واشنگتن دشوار شده است، چرا که توانایی جمهوری اسلامی در ایجاد اختلال در تجارت انرژی از طریق این گذرگاه حیاتی کمتر از واقع برآورد شده بود.
در ظاهر، هدف محاصره دریایی ترامپ، کاهش توان مالی ایران از طریق محدودسازی درآمدهای نفتی عنوان شده اما تحلیلگران هشدار میدهند که چنین اقدامی میتواند به بیثباتی بیشتر در بازارهای جهانی انرژی منجر شده و موج تازهای از افزایش قیمت نفت را به دنبال داشته باشد. افزون بر آن، این تصمیم میتواند آتشبس میان تهران و واشنگتن را با خطر جدی مواجه کند.
جنیفر کاوانا، مدیر تحلیل نظامی در اندیشکده Defense Priorities در اینباره تاکید کرد که بستن کامل تنگه هرمز، فشارهای بینالمللی بر آمریکا را افزایش داده و موجب جهش شدید قیمت نفت خواهد شد.
به گفته وی، این اقدام بیش از هر چیز نشاندهنده محدود شدن گزینههای پیش روی رئیسجمهور آمریکاست.
ترامپ در توضیح این تصمیم، به تجربه پیشین خود در ونزوئلا اشاره کرده و آن را الگویی برای اقدام کنونی دانسته است؛ جایی که ایالات متحده پس از اعمال محاصره دریایی، علیه دولت نیکلاس مادورو وارد عمل شد.
وی در گفتوگو با Fox News تصریح کرد که این بار نیز «محاصرهای کامل» در دستور کار است و اجازه نخواهد داد که ایران از فروش نفت به کشورها کسب درآمد کند.
به گفته مقامات آمریکایی، این تصمیم در پی آن اتخاذ شده که ایران در مذاکرات پس از آتشبس، حاضر به پذیرش شروط واشنگتن نشده است. از جمله مهمترین اختلافات، موضوع عبور آزاد از تنگه هرمز، برچیدن تاسیسات غنیسازی اورانیوم و بازگرداندن ذخایر اورانیوم غنیشده بوده است.
با این حال، ایران بارها نشان داده که در برابر فشارهای خارجی کوتاه نمیآید و بر این باور است که در این منازعه از اهرمهای مهمی برخوردار است؛ تنگه هرمز در این میان، مهمترین ابزار فشار تهران محسوب میشود. در همین راستا، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دولت ترامپ را مسوول شکست مذاکرات اسلامآباد دانست و اعلام کرد که تهران با حسن نیت وارد گفتوگوها شده اما در آستانه توافق، با تغییر مداوم مواضع و رویکرد حداکثری آمریکا مواجه شده است.
در میان تحلیلگران، دیدگاهها نسبت به این اقدام متفاوت است. برخی، مانند ریچارد هاس، دیپلمات سابق آمریکا، این سیاست را در چارچوب رویکرد «یا برای همه باز یا برای همه بسته» قابل دفاع دانسته و معتقد است که میتواند حمایت بینالمللی را به همراه داشته باشد.
در مقابل، منتقدانی همچون ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز بر این باورند که چنین اقدامی در کوتاهمدت تاثیر بازدارندهای بر ایران نخواهد داشت، زیرا تهران معتقد است که بسته شدن این مسیر حیاتی، بیش از آنکه به اقتصاد خود آسیب بزند، فشار را بر اقتصاد جهانی افزایش خواهد داد.
وی هشدار داد که ایران حتی میتواند دامنه تنش را گسترش داده و مسیرهای حیاتی دیگری مانند بابالمندب را نیز هدف قرار دهد.
در همین حال، مارک وارنر، سناتور دموکرات آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی این سیاست ابراز تردید کرده و پرسیده است که چگونه محاصره تنگه میتواند ایران را به بازگشایی آن وادار کند.
اسفندیار باتمانقلیج، مدیر بنیاد Bourse & Bazaar، نیز معتقد است که ایران پیشتر تا حد زیادی دسترسی خود به درآمدهای نفتی را محدود کرده و بنابراین، تاثیر این محاصره بر بودجه دولت ایران چندان قابل توجه نخواهد بود.
فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که این محاصره بهصورت «بیطرفانه» علیه تمامی کشتیهایی که به بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان وارد یا از آن خارج میشوند، اجرا خواهد شد. با این حال، کارشناسان هشدار دادهاند که اجرای چنین تصمیمی با چالشهای عملی جدی همراه است، بهویژه در مواردی که کشتیهای متعلق به کشورهای متحد یا قدرتهایی مانند چین درگیر شوند.
تحلیلگران همچنین تاکید دارند که مقایسه ایران با ونزوئلا نادرست است، چرا که جمهوری اسلامی طی دههها ساختار حکومتی پیچیده و توانمندیهای گستردهای در حوزه جنگ نامتقارن ایجاد کرده است. در حالی که در ونزوئلا امکان جایگزینی رهبری وجود داشت، در ایران حتی پس از جانشینی رهبر، ساختار قدرت همچنان انسجام خود را حفظ کرده و تمایلی به عقبنشینی نشان نداده است.
در مجموع، تصمیم ترامپ برای اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز، تغییری اساسی در رویکرد پیشین واشنگتن محسوب میشود؛ رویکردی که پیشتر اجازه ادامه صادرات نفت ایران را برای جلوگیری از التهاب بازارهای انرژی میداد. با این حال، ایران با برخورداری از مسیرهای زمینی متعدد از جمله از طریق عراق، ترکیه، آسیای مرکزی، روسیه، افغانستان و پاکستان، همچنان گزینههایی برای تامین نیازهای خود در اختیار دارد.
در نهایت، کارشناسان بر این باورند که اجرای چنین محاصرهای نهفقط با پیچیدگیهای عملیاتی فراوانی همراه است، بلکه میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهای از جمله احتمال درگیری با کشورهای دیگر و تشدید بیثباتی در اقتصاد جهانی بهدنبال داشته باشد.