۱۳:۱۵ ۱۴۰۵/۰۱/۲۵
اقتصاد معاصر بررسی می‌کند

تاب‌آوری در جنگ؛ صنعت کشور اقتصاد را سرپا نگه داشت

در میانه تنش‌های نظامی و آسیب به زیرساخت‌ها، آنچه بیش از هر چیز در اقتصاد ایران خودنمایی کرد، توقف نبود، بلکه تداوم تولید بود. روایتی از صنعتی که زیر فشار جنگ، نه‌ تنها فرو نریخت، بلکه با تکیه بر مدیریت بحران و همبستگی، نقش ستون فقرات اقتصاد را حفظ کرد.
تاب‌آوری در جنگ؛ صنعت کشور اقتصاد را سرپا نگه داشت
کد خبر:۴۸۲۶۶

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در شرایطی که هرگونه درگیری نظامی می‌تواند به سرعت به فروپاشی زنجیره‌های تولید و اختلال در عرضه کالاهای اساسی منجر شود، تجربه اخیر اقتصاد ایران تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن، بخش صنعت نه‌ تنها دچار توقف کامل نشد، بلکه در بسیاری موارد با سازوکارهای درون‌زا، خود را با شرایط جنگی تطبیق داد. این پدیده را می‌توان به‌ عنوان یکی از مهم‌ترین نمودهای «تاب‌آوری اقتصادی» در سال‌های اخیر مورد تحلیل قرار داد.

برخلاف الگوهای رایج در اقتصاد جنگ که در آن‌ها تولید به‌شدت افت می‌کند و بازارها با کمبودهای جدی مواجه می‌شوند، در ایران شاهد نوعی پایداری نسبی در عرضه کالاهای حیاتی بودیم. این مساله نشان می‌دهد که ساختار صنعتی کشور، با وجود تمام ضعف‌ها، به سطحی از انعطاف‌پذیری رسیده که می‌تواند در شرایط بحران نیز به فعالیت خود ادامه دهد.

دوگانه خسارت؛ از تخریب مستقیم تا اختلال پنهان

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره، ماهیت دوگانه آسیب‌هایی بود که به واحدهای تولیدی وارد شد. بخشی از این خسارات، ناشی از اصابت مستقیم به واحدهای صنعتی بود که در برخی موارد به تخریب کامل یا کاهش شدید ظرفیت تولید انجامید. اما در کنار این آسیب‌های مشهود، نوع دیگری از خسارت نیز وجود داشت که کمتر در کانون توجه قرار گرفت؛ اختلال در زیرساخت‌های حیاتی.

قطع یا نوسان در تامین برق و گاز، آسیب به خطوط انتقال و حتی اختلال در شبکه‌های حمل‌ونقل، از جمله عواملی بودند که می‌توانستند بدون تخریب فیزیکی، روند تولید را مختل کنند. در این میان، سرعت عمل نهادهای خدماتی برای بازگرداندن این زیرساخت‌ها به مدار، نقش تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از توقف گسترده تولید ایفا کرد.

این تجربه نشان داد که در اقتصادهای مدرن، زیرساخت‌ها به اندازه خود واحدهای تولیدی اهمیت دارند. به بیان دیگر، حتی اگر کارخانه‌ای سالم بماند، بدون دسترسی پایدار به انرژی و لجستیک، عملا قادر به ادامه فعالیت نخواهد بود. بنابراین، یکی از درس‌های کلیدی این دوره، ضرورت سرمایه‌گذاری بیشتر در تاب‌آوری زیرساخت‌هاست.

همبستگی صنعتی؛ شکل‌گیری یک مدیریت شبکه‌ای

در مواجهه با بحران، یکی از مهم‌ترین تحولات، شکل‌گیری نوعی «مدیریت شبکه‌ای» میان بنگاه‌های اقتصادی بود. بسیاری از واحدهایی که آسیب مستقیم ندیده بودند، تلاش کردند با افزایش تولید یا تغییر سبد محصولات، خلا ایجادشده در بازار را جبران کنند. این رفتار، فراتر از یک واکنش اقتصادی، نشان‌دهنده نوعی مسوولیت‌پذیری اجتماعی در میان فعالان صنعتی است.

صنایع غذایی، دارویی و بهداشتی در این میان نقشی حیاتی ایفا کردند. تداوم تولید در این بخش‌ها، نه‌تنها مانع از بروز کمبود کالاهای اساسی شد، بلکه به حفظ آرامش روانی جامعه نیز کمک کرد. در واقع، این صنایع به خط مقدم «امنیت اقتصادی» تبدیل شدند؛ جایی که هرگونه اختلال می‌توانست پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

از سوی دیگر، برگزاری جلسات مستمر میان مدیران صنعتی و تبادل تجربه‌ها، به تسریع فرآیند تصمیم‌گیری کمک کرد. این هماهنگی‌ها که اغلب خارج از چارچوب‌های رسمی و بوروکراتیک شکل گرفت، نشان داد که در شرایط بحران، انعطاف‌پذیری و سرعت عمل، اهمیت بیشتری از ساختارهای اداری دارد.

اشتغال؛ خط قرمز بنگاه‌ها در شرایط جنگی

یکی از مهم‌ترین ابعاد تاب‌آوری صنعتی در این دوره، تلاش برای حفظ اشتغال بود. در حالی که بسیاری از واحدها با کاهش ظرفیت یا افزایش هزینه‌ها مواجه شدند، اولویت اصلی مدیران، جلوگیری از تعدیل نیرو بود. این تصمیم، علاوه بر ابعاد اجتماعی، از منظر اقتصادی نیز قابل تحلیل است.

از دست رفتن نیروی کار ماهر، می‌تواند فرآیند بازگشت به ظرفیت تولید پیشین را با چالش‌های جدی مواجه کند. به همین دلیل، بسیاری از بنگاه‌ها ترجیح دادند حتی با کاهش سود یا افزایش زیان کوتاه‌مدت، نیروی انسانی خود را حفظ کنند. این رویکرد، نشان‌دهنده درک عمیق فعالان صنعتی از اهمیت سرمایه انسانی در چرخه تولید است.

در عین حال، دولت نیز با طراحی بسته‌های حمایتی تلاش کرد این روند را تقویت کند. اعطای تسهیلات سرمایه در گردش با نرخ ترجیحی، مشروط به حفظ یا افزایش اشتغال، یکی از ابزارهایی بود که برای جلوگیری از بیکاری گسترده به کار گرفته شد. همچنین، اولویت‌بخشی به پرداخت حقوق کارکنان در تخصیص منابع، نشان‌دهنده تمرکز سیاست‌گذار بر حفظ ثبات اجتماعی در کنار ثبات اقتصادی است.

سیاست‌گذاری در بحران؛ از حمایت مالی تا اختیارات ویژه

در شرایط جنگی، نقش دولت از یک ناظر صرف به یک مداخله‌گر فعال تغییر می‌کند. تجربه اخیر نیز نشان داد که بدون ورود مستقیم سیاست‌گذار، مدیریت بحران در سطح کلان امکان‌پذیر نیست. در این راستا، مجموعه‌ای از اقدامات حمایتی برای پشتیبانی از واحدهای تولیدی به اجرا درآمد.

از جمله این اقدامات می‌توان به تسهیل در رفع مسدودی حساب‌ها، تعویق در بازپرداخت تعهدات مالی و ایجاد امکان خوداظهاری خسارت توسط بنگاه‌ها اشاره کرد. این سیاست‌ها، با هدف کاهش فشار نقدینگی بر واحدهای تولیدی طراحی شدند و تا حد زیادی توانستند از تشدید بحران جلوگیری کنند.

در سطحی کلان‌تر، اعطای اختیارات ویژه به نهادهای اقتصادی برای مدیریت بازار ارز، طلا و نظام‌های پرداخت، به تثبیت نسبی فضای اقتصادی کمک کرد. این اقدامات نشان می‌دهد که در شرایط بحرانی، انعطاف در سیاست‌گذاری و فاصله گرفتن از رویه‌های معمول، می‌تواند به افزایش کارایی تصمیمات منجر شود.

با این حال، پرسش مهمی که مطرح می‌شود، پایداری این سیاست‌ها در بلندمدت است. آیا این حمایت‌ها می‌توانند به تقویت ساختار تولید منجر شوند یا صرفا به‌عنوان مسکنی موقت عمل خواهند کرد؟ پاسخ به این سوال، تا حد زیادی به نحوه اجرای سیاست‌ها و استمرار آن‌ها در دوره پساجنگ بستگی دارد.

مطالبه حقوقی و بازتعریف اقتصاد جنگ

در کنار ابعاد اقتصادی، مساله جبران خسارات نیز به یکی از مطالبات جدی بخش صنعت تبدیل شده است. پیگیری حقوقی این موضوع در سطح بین‌المللی، علاوه بر جنبه مالی، از منظر سیاسی و حقوقی نیز اهمیت دارد. حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی، بر اساس قواعد شناخته‌شده، می‌تواند مصداق نقض حقوق بین‌الملل تلقی شود و این موضوع، امکان طرح دعاوی حقوقی را فراهم می‌کند.

اما فراتر از این مباحث، آنچه اهمیت دارد، بازتعریف مفهوم «اقتصاد جنگ» در تجربه ایران است. در این الگو، به‌ جای تمرکز صرف بر مدیریت کمبودها، تلاش می‌شود با حفظ تولید و تقویت همبستگی، از بروز بحران‌های ثانویه جلوگیری شود. این رویکرد، اگرچه هزینه‌بر است اما در بلندمدت می‌تواند به تقویت بنیان‌های اقتصادی کشور منجر شود.

در نهایت، آنچه از این دوره به‌ عنوان یک تجربه ماندگار باقی می‌ماند، نقش تعیین‌کننده بخش صنعت در حفظ ثبات اقتصادی و اجتماعی است. واحدهای تولیدی ایران نشان دادند که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توان با ترکیبی از مدیریت هوشمند، همبستگی و حمایت هدفمند، چرخه تولید را زنده نگه داشت.

تداوم تولید در شرایط جنگی، صرفا یک دستاورد اقتصادی نیست، بلکه نمادی از پایداری یک ملت در برابر بحران است. تجربه‌ای که اگر به‌درستی تحلیل و مستندسازی شود، می‌تواند به الگویی برای مواجهه با بحران‌های آینده تبدیل شود؛ الگویی که در آن، اقتصاد نه قربانی جنگ، بلکه یکی از ابزارهای مقاومت در برابر آن است.

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ