پیامدهای امنیتی-راهبردی انسداد تنگه هرمز بر شرق آسیا
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ محمولههای انرژی در بازارهای جهانی تابع دو منطق جداییناپذیر نوسانات قیمت و نگرانیهای ژئوپلیتیکی هستند. هنگامی که بحرانها در شریانهای اصلی عرضه نفت شعلهور میشوند، تاثیر آنها فراتر از میدانهای نفتی و سکوهای تجاری میرود و بر زندگی روزمره مردم مانند قیمت «بنزین» تاثیر میگذارد. در این میان و با آغاز جنگ آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران و انسداد تنگه هرمز، بازارهای آسیایی امروز با واقعیت متفاوتی روبهرو هستند. پس از دههها وابستگی به خاورمیانه، کمبود عرضه، فشار رو به بالایی بر هزینهها وارد کرده و حاشیه سود را به سطوح استثنایی رسانده است. این اختلال لجستیکی، محمولههای اروپایی و آمریکایی را مجبور کرده است تا برای پر کردن این شکاف در شرق، مسافتهای طولانیتری را طی کنند که نشاندهنده ترسیم مجدد نقشه جریان جهانی است.
به باور کارشناسان، بحران کنونی در اطراف تنگه هرمز فراتر از مبادلات عادی انرژی بوده و به نوعی آغاز نبردی مهم برای کنترل کریدورها و آبراهای تجاری است.
از نظر تاریخی، کنترل بر مسیرهای حملونقل دریایی و نقاط گلوگاهی یکی از عوامل اصلی تعیینکننده در ظهور و سقوط ابرقدرتها بوده است. از همینرو، این راهبرد در چارچوب نظم جهانی چندقطبی به بُعد جدیدی از رقابت بین قدرتها تبدیل شده است. پیشرفتهای تکنولوژیکی، صنعتی و ارتباطی در سطح جهانی نیز به تشدید این رقابت کمک میکند؛ به ویژه در حوزه دریایی، کنترل بر مسیرهای ترانزیتی در سیاست بینالملل معادل راهبرد دسترسی به منابع انرژی شده است.
در این میان، تنگه هرمز یک گذرگاه راهبردی است که بخش بزرگی از تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند. بنابراین، هرگونه تنش و بحران در این تنگه، میتواند منجر به افزایش ناگهانی قیمت جهانی انرژی و نوسانات اقتصادی شود که در روزهای اخیر و پس از حمله به ایران شاهد آن هستیم.
تنگههای دریایی، آبراههای باریکی هستند که یکی از مهمترین عناصر تجارت بینالمللی را تشکیل میدهند و نقش حیاتی در حفظ اقتصاد جهانی ایفا میکنند. این تنگهها نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر راهبردی و سیاسی نیز اهمیت زیادی دارند. از منظر ژئوپلیتیکی، کنترل یا نفوذ بر این تنگهها، قدرت قابل توجهی را برای کشورها فراهم میکند. به همین دلیل، قدرتهای بزرگ به دنبال تضمین امنیت مسیرهای تجاری با حفظ حضور نظامی در این مناطق هستند. همچنین، باز نگه داشتن مسیرهای دریایی یک ضرورت حیاتی برای ثبات اقتصاد جهانی است.
برای مثال، تنگه بسفر در ترکیه با فراهم کردن گذرگاهی بین دریای سیاه و مدیترانه، نقش کلیدی در حملونقل غلات، نفت و سایر کالاهای تجاری ایفا میکند.
در حال حاضر، زنجیرههای تامین جهانی شدیدا به این گذرگاههای باریک وابسته هستند. به دلیل وابستگی فرآیندهای تولید و تجارت، حتی یک اختلال کوتاهمدت در این تنگهها منجر به پیامدهای اقتصادی جدی در سراسر جهان میشود. بنابراین، امنیت و ثبات این گذرگاههای راهبردی همچنان یک مساله اولویتدار برای بازیگران منطقهای و جهانی است.
بحران هرمز و پیامدهای امنیتی برای آسیا
پس از اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده مبنی بر درخواست باز شدن تنگه هرمز علیه ایران، بازارهای سهام آسیا با کاهش شدیدی روبهرو شدند. برای کشورهایی که در مناطق ژئواستراتژیکی مانند شرق و جنوب شرقی آسیا واقع شدهاند، ساختار چندقطبی، تهدیدها و فرصتهایی بسیاری را فراهم میکند. در این میان، برای ژاپن و چین همکاری بین جهان غرب و همسایگان شرقی از نظر کریدورهای انرژی، مسیرهای تجاری و سیاستهای امنیتی از اهمیت حیاتی برخوردار است. بنابراین، یک رویکرد سیاست خارجی متعادل و چندبعدی در سازگاری با پویاییهای جهانی از اهمیت بالایی برخوردار است.
ژاپن معمولا سیاست طرفداری از ایالات متحده را دنبال میکند اما اشاره رئیس جمهور ایالات متحده به «پرل هاربر» در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نخست وزیر ژاپن، با واکنش منفی افکار عمومی آن مواجه شد. البته، نمیتوان انتظار داشت که روابط راهبردی دوجانبه پس از جنگ جهانی دوم به طور جدی آسیب ببیند.
به طور کلی، تمایلات بیشتری برای تغییر از یک سیستم بلوک نظامی چندجانبه به چارچوبی از توافقهای نظامی دوجانبه وجود دارد. ایالات متحده، اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی و برخی دیگر از کشورها را تحت فشار قرار داده است تا کشتیهای جنگی خود را برای تضمین عبور ایمن در تنگه هرمز مستقر کنند. این امر شامل کره جنوبی و ژاپن نیز میشود اما از دیدگاه توکیو، این ابتکار عمل در حال حاضر واقعبینانه به نظر نمیرسد. توشیمیتسو موتگی، وزیر امور خارجه ژاپن، اظهار داشت که اگر در جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آتشبس برقرار شود، توکیو میتواند مشارکت نظامی در عملیات مینروبی در تنگه هرمز را ارزیابی کند.
راهبرد توکیو برای امنیت تنگه هرمز
ژاپن در راستای سیاست مستقل و همچنین تامین ملی خود، همواره به دنبال برقراری گفتوگوی مستقیم با ایران است. برای نمونه، شینزو آبه، نخست وزیر سابق ژاپن، هدف اصلی سفر خود به ایران در ژوئن ۲۰۱۹ را کاهش تنشهای بین ایالات متحده و ایران و ایفای نقش میانجی بین دو کشور اعلام کرد.
باید توجه داشت که غرب آسیا همواره جایگاه ویژهای در سیاست خارجی ژاپن داشته است، زیرا بیش از ۹۰ درصد از واردات نفت خام خود را از این منطقه تامین میکند که گویای وابستگی شدید امنیت انرژی آن به این منطقه است. اما پس از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، این آبراه عملا مسدود شده است.
تنگه مالاکا و تنگه تایوان
به باور کارشناسان، تقویت استقلال راهبردی ژاپن در حوزه سیاست خارجی تنها از طریق روابط نزدیکتر با چین محقق میشود. انتظار میرود این نزدیکی حول امنیت تنگه مالاکا و تنگه تایوان روی دهد که جزو منافع مشترک هر دو کشور محسوب میشوند. احتمال هرگونه تنش سیاسی یا فعالیت نظامی در این تنگهها نباید نادیده گرفته شود. چنین تحولاتی میتواند مستقیما بر عرضه نفت و گاز طبیعی تاثیر بگذارد و منجر به بیثباتی در قیمت انرژی شود. این سناریو برای ژاپن و چین غیرقابل قبول است، زیرا هر دو کشور شدیدا به این تنگهها وابسته هستند.
در دهههای اخیر، تنگه مالاکا با اتصال اقیانوس هند و اقیانوس آرام، به یکی از شلوغترین مسیرهای تجارت جهانی تبدیل شده است. از منظر تجاری، تنگه تایوان نیز بخش قابل توجهی از تجارت دریایی جهانی را منتقل میکند؛ به ویژه، این مسیر نقش مهمی در حملونقل کالاهای تولید شده در مراکز تولیدی شرق آسیا مانند چین، کره جنوبی و ژاپن به بازارهای جهانی دارد. از دیدگاه ژئوپلیتیکی، تنگه تایوان منشاء اختلاف بر سر حاکمیت بین چین و تایوان است. امروزه، تنگه تایوان هم برای امنیت مسیرهای تجاری و هم برای رقابت بین قدرتهای بزرگ، نقطهای کلیدی است. این عامل اهمیت بالایی برای ثبات منطقهای، اقتصاد جهانی و امنیت بینالمللی دارد.