زلزله ارزی در بازار نفت؛ آیا پترویوآن ستون پترودلار را میلرزاند؟
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در حالی که نظم مالی جهانی طی دههها بر محور دلار و نفت شکل گرفته بود، اکنون نشانههایی از یک تغییر تدریجی اما معنادار به چشم میخورد؛ تغییری که از شانگهای تا ریاض امتداد یافته و میتواند یکی از مهمترین پایههای قدرت اقتصادی آمریکا را به چالش بکشد. پترویوآن دیگر یک ایده حاشیهای نیست، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یک ابزار واقعی در تجارت جهانی انرژی است.
برای درک اهمیت تحول جدید، باید به عقب بازگشت؛ به دهه ۱۹۷۰، زمانی که ایالات متحده با عربستان سعودی به توافقی راهبردی دست یافت. بر اساس این توافق، نفت به عنوان حیاتیترین کالای جهان، با دلار قیمتگذاری شد و درآمدهای نفتی نیز به طور گسترده به بازارهای مالی آمریکا بازگشت.
این سازوکار، چیزی فراتر از یک ترتیبات ارزی بود؛ پترودلار به ستون فقرات نظم مالی جهانی تبدیل شد. از آن پس، هر کشوری برای خرید انرژی ناگزیر به نگهداری دلار بود. این تقاضای دائمی، به آمریکا امکان داد تا بدون نگرانی از کاهش ارزش پول ملی، کسری بودجه خود را تامین کند، نفوذ مالیاش را گسترش دهد و حتی از دلار به عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کند. در واقع، دلار تنها یک ارز نبود، بلکه یک اهرم قدرت ژئوپلیتیک بود که از طریق بازار نفت تثبیت شد.
چرا چین به دنبال پترویوآن است؟
اما اکنون این نظم با چالشی جدی روبهرو شده است. چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان و یکی از ستونهای اصلی تجارت جهانی، دیگر تمایلی ندارد که اقتصادش در معرض نوسانات و سیاستهای پولی آمریکا باقی بماند.
بحران مالی ۲۰۰۸ نقطه عطفی در این مسیر بود. پکن به خوبی دریافت که وابستگی به دلار، اقتصادش را در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیر میکند. از همینرو تلاش برای بینالمللیسازی یوآن و کاهش وابستگی به دلار، به یکی از اولویتهای استراتژیک این کشور تبدیل شد.
پترویوآن دقیقا در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ تلاشی برای ایجاد یک مسیر جایگزین در تجارت انرژی که در آن، یوآن بتواند نقش پررنگتری ایفا کند. این پروژه نه فقط اقتصادی، بلکه به شدت ژئوپلیتیکی است.
از شانگهای تا خلیج فارس؛ ساخت زیرساخت یک نظم جدید
نقطه عطف عملی این رویکرد در سال ۲۰۱۸ رقم خورد؛ زمانی که چین قراردادهای آتی نفت مبتنی بر یوآن را در بورس بینالمللی انرژی شانگهای راهاندازی کرد. این اقدام، اولین تلاش جدی برای ایجاد یک مرجع قیمتی غیردلاری در بازار جهانی نفت بود.
ویژگی کلیدی این قراردادها، اتصال آنها به بازار طلا بود؛ به این معنا که فروشندگان نفت میتوانستند یوآن دریافتی خود را به طلا تبدیل کنند. این سازوکار، ریسک نگهداری یوآن را برای صادرکنندگان کاهش و جذابیت آن را افزایش داد. با این حال چین به اینجا بسنده نکرد. ایجاد شبکههای تسویه، توسعه ابزارهای مالی، انعقاد قراردادهای سوآپ ارزی و گسترش همکاریهای بانکی، همگی بخشی از پازل بزرگتری هستند که پکن برای تقویت نقش یوآن در تجارت جهانی طراحی کرده است.
در همین حال، کشورهای خلیج فارس نیز به این روند بیتفاوت نبودهاند. عربستان، امارات، عراق و دیگر صادرکنندگان نفت، به دلیل افزایش وزن چین در تجارت جهانی و وابستگی متقابل اقتصادی، به تدریج در حال بررسی گزینههای جدید ارزی هستند.
برای این کشورها، فروش بخشی از نفت با یوآن، تنها یک تصمیم سیاسی نیست، بلکه یک انتخاب اقتصادی نیز محسوب میشود. وقتی بخش قابل توجهی از واردات، سرمایهگذاری و پروژههای زیرساختی از چین تامین میشود، نگهداری درآمدها به یوآن میتواند هزینههای تبدیل ارز و ریسکهای مالی را کاهش دهد.
جنگ، امنیت و ترک برداشتن چتر دلار
یکی از پایههای پترودلار، تضمین امنیت انرژی توسط آمریکا بود. حضور نظامی واشنگتن در خلیج فارس و حفاظت از مسیرهای حیاتی انتقال نفت، به نوعی پشتوانه سیاسی این نظم مالی محسوب میشد. اما تحولات ژئوپلیتیک اخیر، این معادله را با تردیدهایی مواجه کرده است. برخی تحلیلگران معتقدند که تداوم تنشها و جنگ در منطقه، به ویژه درگیریهای مرتبط با ایران، میتواند نقش آمریکا به عنوان تامینکننده بلامنازع امنیت را تضعیف کند.
در چنین فضایی، کشورها به دنبال متنوعسازی روابط خود چه در حوزه امنیت و چه در حوزه مالی هستند. چین نیز تلاش کرده با ایفای نقش اقتصادی و حتی سیاسی، جایگاه خود را در این معادله تقویت کند. در نتیجه، هرگونه تضعیف در نقش امنیتی آمریکا، میتواند به طور غیرمستقیم به تقویت جایگاه یوآن در بازار انرژی منجر شود.
آیا عصر دلار رو به پایان است؟
با وجود تمام این تحولات، باید واقعبین بود. دلار همچنان مهمترین ارز ذخیره جهان است و بازارهای مالی آمریکا از نظر عمق و نقدشوندگی، جایگاهی بیرقیب دارند. یوآن هنوز فاصله قابل توجهی با دلار دارد و با محدودیتهایی مانند کنترل سرمایه مواجه است اما مساله اصلی، جایگزینی کامل دلار نیست، بلکه کاهش انحصار آن است.
آمارها نشان میدهد که سهم دلار در ذخایر ارزی جهانی طی دو دهه گذشته کاهش یافته است. همزمان، سهم معاملات غیردلاری در حال افزایش است و بسیاری از بانکهای مرکزی به دنبال تنوعبخشی به ذخایر خود هستند. در بازار انرژی نیز، هرچند دلار همچنان غالب است اما روندهایی در حال شکلگیری است که میتواند این سلطه را به تدریج تضعیف کند.
بازی جدید قدرت؛ آمریکا چه چیزی را از دست میدهد؟
اگر روند پترویوآن تقویت شود، پیامدهای آن فراتر از بازار ارز خواهد بود. کاهش تقاضا برای دلار، میتواند توان آمریکا در تامین ارزان کسری بودجه را محدود کند. همچنین کاهش وابستگی کشورها به دلار، اثرگذاری تحریمهای مالی واشنگتن را کاهش خواهد داد. به بیان دیگر، پترویوآن تنها یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه بخشی از یک رقابت بزرگتر بر سر قدرت در نظام بینالملل است.
در همین چارچوب، گزارشهایی درباره تلاش امارات برای دسترسی به خطوط مبادله دلاری از سوی آمریکا، نشاندهنده حساسیت این گذار است. چنین ابزارهایی میتواند در شرایط بحران، به کشورها امکان دسترسی سریع به دلار را بدهد اما در عین حال، نشان میدهد که حتی متحدان آمریکا نیز به دنبال گزینههای جایگزین هستند.
حرکت به سوی نظم چندارزی
آنچه در حال شکلگیری است، احتمالا نه یک انقلاب ناگهانی، بلکه یک تحول تدریجی است. جهان به سمت نظمی حرکت میکند که در آن، چندین ارز در کنار یکدیگر نقشآفرینی میکنند. در این نظم، دلار همچنان جایگاهی برای خود دارد اما دیگر تنها گزینه نخواهد بود. یوآن میتواند در تجارت انرژی آسیا و روابط اقتصادی چین با کشورهایی همچون ایران، سهم قابل توجهی به دست آورد.
پکن این مسیر را با احتیاط و صبر از طریق تکیه بر تجارت، سرمایهگذاری و ایجاد زیرساختهای مالی پیش میبرد و این همان مسیری است که روزی پترودلار نیز طی کرد.