اقتصاد مقاومتی؛ نقشه راه پیشرفت در میانه طوفانهای ژئوپلیتیک
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در شرایطی که اقتصاد جهانی با نااطمینانیهای فزاینده، جنگهای منطقهای و رقابتهای ژئوپلیتیکی مواجه است، اقتصاد ایران نیز به طور مستقیم تحت تاثیر این تحولات قرار دارد. از یکسو فشار تحریمها و محدودیتهای مالی و از سوی دیگر نوسانات بازارهای جهانی، ساختار اقتصادی کشور را در معرض شوکهای پیدرپی قرار داده است. در چنین فضایی، انتخاب شعار «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» برای سال ۱۴۰۵ را باید یک راهبرد کلان برای عبور از این شرایط پیچیده تلقی کرد؛ راهبردی که سه ضلع بههمپیوسته اقتصاد، انسجام اجتماعی و ثبات امنیتی را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
اقتصاد مقاومتی؛ از یک مفهوم نظری تا یک الزام عملی
اقتصاد مقاومتی طی سالهای گذشته بارها به عنوان نسخهای برای مقابله با فشارهای خارجی مطرح شده اما آنچه امروز اهمیت دارد، عبور از سطح شعار به مرحله اجراست. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که اتکای بیش از حد به منابع ارزی، وابستگی به واردات کالاهای اساسی و نبود زنجیرههای تولید پایدار، اقتصاد کشور را در برابر تکانهها آسیبپذیر کرده است.
در این میان، اقتصاد مقاومتی به معنای درونزایی همراه با برونگرایی هوشمند است؛ یعنی تقویت تولید داخلی، کاهش وابستگی به واردات، توسعه صادرات غیرنفتی و در عین حال حفظ ارتباط هدفمند با اقتصاد جهانی اما تحقق این اهداف بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی، شفافیت در سیاستگذاری و مبارزه با رانت و فساد ممکن نیست.
با این حال نکته کلیدی اینجاست که اقتصاد مقاومتی اگر صرفا در سطح سیاستهای کلان باقی بماند، نمیتواند به بهبود معیشت مردم منجر شود. این مفهوم زمانی معنا پیدا میکند که در سفره خانوار، بازار کار و ثبات قیمتها قابل لمس باشد.
وحدت ملی؛ سرمایه پنهان اقتصاد
یکی از ابعاد مهم شعار امسال، تاکید بر «وحدت ملی» است؛ مفهومی که اغلب در تحلیلهای اقتصادی کمتر مورد توجه قرار میگیرد اما در واقع یکی از مهمترین مولفههای توسعه پایدار محسوب میشود.
اقتصاد بدون سرمایه اجتماعی نمیتواند کارآمد باشد. هرگونه شکاف اجتماعی، بیاعتمادی عمومی یا چنددستگی سیاسی، مستقیما به کاهش سرمایهگذاری، فرار سرمایه و بیثباتی بازارها منجر میشود. در مقابل، وحدت ملی میتواند به عنوان یک نیروی محرک، زمینهساز مشارکت گسترده مردم در فعالیتهای اقتصادی شود.
برای مثال، در شرایطی که جامعه نسبت به آینده اقتصادی امیدوار باشد، تمایل به سرمایهگذاری، تولید و کارآفرینی افزایش مییابد. اما در صورت نبود این اعتماد، حتی بهترین سیاستهای اقتصادی نیز با شکست مواجه خواهند شد. بنابراین، وحدت ملی را باید نه یک مفهوم سیاسی، بلکه یک متغیر کلیدی اقتصادی دانست.
امنیت ملی؛ زیرساخت نامرئی توسعه
سومین ضلع این شعار، «امنیت ملی» است؛ مولفهای که نقش آن در اقتصاد، اغلب در شرایط بحرانی آشکار میشود. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که بدون ثبات امنیتی، هیچگونه رشد اقتصادی پایدار امکانپذیر نیست.
در سالهای اخیر، منطقه خاورمیانه شاهد تنشهای گستردهای بوده که تاثیر مستقیم بر بازار انرژی، تجارت و سرمایهگذاری داشته است. در چنین فضایی، امنیت ملی نه فقط به معنای دفاع نظامی، بلکه شامل امنیت اقتصادی، امنیت سرمایهگذاری و ثبات در سیاستگذاری نیز میشود.
سرمایهگذاران داخلی و خارجی، پیش از هر چیز به دنبال محیطی امن و قابل پیشبینی هستند. هرگونه نااطمینانی امنیتی میتواند منجر به خروج سرمایه و کاهش فعالیتهای اقتصادی شود. بنابراین تقویت امنیت ملی در کنار اصلاحات اقتصادی، یک پیشنیاز اساسی برای تحقق اقتصاد مقاومتی است.
همافزایی سهگانه؛ شرط عبور از بحران
نکته مهم در شعار سال ۱۴۰۵، پیوند میان سه مفهوم اقتصاد، وحدت و امنیت است. این سه مولفه نه تنها جدا از یکدیگر نیستند، بلکه به شدت به هم وابستهاند. اقتصاد قوی میتواند به افزایش رضایت اجتماعی و تقویت وحدت ملی کمک کند؛ در مقابل، وحدت ملی نیز زمینهساز ثبات اقتصادی و امنیتی خواهد بود.
از سوی دیگر، امنیت ملی بستر لازم برای فعالیتهای اقتصادی را فراهم میکند و اقتصاد پویا نیز منابع لازم برای حفظ و تقویت امنیت را تامین میکند. این چرخه متقابل، نشاندهنده یک نگاه سیستمی به مسائل کشور است؛ نگاهی که در شرایط پیچیده کنونی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
در این چارچوب، سیاستگذاران باید از رویکردهای جزیرهای فاصله بگیرند و به سمت هماهنگی میان نهادهای مختلف حرکت کنند. همچنین بخش خصوصی و مردم نیز باید به عنوان بازیگران اصلی اقتصاد، در این مسیر مشارکت فعال داشته باشند.
در نهایت، شعار «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» را باید یک هشدار و در عین حال یک فرصت دانست. هشدار از آن جهت که ادامه روندهای گذشته میتواند اقتصاد کشور را با چالشهای جدیتری مواجه کند و فرصت از این جهت که با اتخاذ رویکردی جامع و هماهنگ، میتوان مسیر جدیدی برای رشد و توسعه ترسیم کرد.
اگر این شعار به درستی درک و اجرا شود، میتواند به نقطه عطفی در سیاستگذاری اقتصادی کشور تبدیل شود؛ نقطهای که در آن، اقتصاد نه فقط در برابر فشارها مقاوم میشود، بلکه به موتور محرک پیشرفت ملی نیز بدل خواهد شد.