۱۸:۱۷ ۱۴۰۵/۰۱/۲۵
حجت بین‌آبادی، پژوهشگر حوزه بودجه و مالی

آینده هوش مصنوعی پس از انسداد تنگه هرمز

با بسته شدن تنگه هرمز، شوک انرژی تنها آغاز ماجراست؛ بحرانی که می‌تواند شریان‌های حیاتی صنعت هوش مصنوعی -از تامین تراشه و پایداری مراکز داده تا جریان سرمایه- را نیز مختل کرده و ارزش غول‌های فناوری را در معرض سقوطی کم‌سابقه قرار دهد.
آینده هوش مصنوعی پس از انسداد تنگه هرمز
کد خبر:۴۸۲۸۳

اقتصاد معاصر-حجت بین‌آبادی، پژوهشگر حوزه بودجه و مالی: هنگامی که ایران تصمیم به انسداد تنگه هرمز گرفت، جهان تنها با بحران انرژی روبه‌رو نشد، بلکه زلزله‌ای شدید حوزه‌های مختلفی چون صنعت هوش مصنوعی را به لرزه درآورد؛ صنعتی که حیات آن به جریان بی‌وقفه برق، خنک‌سازی پایدار، زنجیره لجستیک جهانی و سرمایه‌گذاری‌های پرریسک وابسته است. 

تجربه شوک‌های نفتی نشان داده که هرگونه انسداد در این آب‌راه استراتژیک، قیمت نفت خام را به‌طور غیرقابل قبولی افزایش می‌دهد اما اثر ثانویه آن بر ارزش سهام شرکت‌های هوش مصنوعی بسیار ویران‌گر‌تر از تورم ساده خواهد بود.

اثر مستقیم شوک ناشی از بسته‌شدن تنگه هرمز توسط ایران بر ارزش شرکت‌های هوش مصنوعی از دو کانال جریان پیدا می‌کند؛ نخست، اختلال در حمل‌ونقل دریایی قطعات حساس مانند ویفرسیلیکونی، سوبستراهای سرامیکی و خنک‌کننده‌های مخصوص که عمدتا از کره جنوبی، تایوان و ژاپن از طریق مسیر تنگه هرمز و کانال سوئز جابه‌جا می‌شوند و دوم، افزایش ناگهانی نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی برای مهار تورم ناشی از گرانی انرژی است. نرخ بهره بالاتر به معنای کاهش ارزش فعلی جریان نقدی آتی شرکت‌های هوش مصنوعی محسوب می‌شود؛ چراکه بیشتر مدل‌های ارزش‌گذاری این استارتاپ‌ها بر سوددهی در افق پنج تا ده ساله متکی است. در چنین شرایطی، ارزش غول‌هایی نظیر تسلا، انویدیا، ایامدی و حتی بازوی ابری مایکروسافت و گوگل به شدت تنزل می‌یابد.

فلج شدن زنجیره تولید جهان؛ از معدن تا پردازش

هوش مصنوعی امروز به موتور محرکه بهره‌وری در تمام زنجیره‌های تولید تبدیل شده است. خودروسازی آلمان برای بهینه‌سازی خط مونتاژ، داروسازی سوئیس برای کشف مولکول‌های جدید، کشاورزی دقیق در برزیل و مدیریت زنجیره تامین در وال‌مارت همگی به الگوریتم‌های هوشمند وابسته هستند. بحران تنگه هرمز این موتور را در دو سطح فلج می‌کند.

سطح اول، وابستگی شدید مراکز داده هوش مصنوعی به برق پایدار و ارزان است. هر مدل زبانی بزرگ برای هر بار آموزش به اندازه مصرف سالانه ده‌ها خانوار انرژی نیاز دارد. افزایش سه برابری قیمت برق در اثر گرانی نفت و گاز، هزینه اجرای مدل‌ها را چنان بالا می‌برد که بسیاری از سرویس‌های رایگان یا کم‌هزینه هوش مصنوعی مجبور به توقف یا دریافت تعرفه‌های نجومی می‌شوند. در چنین شرایطی، کارخانه‌هایی که سیستم‌های کنترل کیفیت مبتنی بر بینایی ماشین را نصب کرده‌اند یا مجبور به خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده می‌شوند یا به بازبینی دستی بازمی‌گردند، سرعت خط تولید خود را تا ۶۰ درصد کاهش می‌دهند.

سطح دوم، قطع شدن جریان تراشه‌های تخصصی است. انسداد تنگه هرمز، مسیرهای دریایی جایگزین (مانند دماغه امید نیک) را تا سه هفته طولانی‌تر می‌کند. در همین بازه، کارخانه‌های خودروسازی چین که به تازگی به سامانه‌های رانندگی خودمختار مجهز شده‌اند، با کمبود تراشه‌های متناسب مواجه می‌شوند. بیمارستان‌های مجهز به هوش مصنوعی تشخیصی در اروپا، به دلیل نرسیدن قطعات سرورهای تخصصی، سیستم‌های خود را روی نسخه‌های قدیمی و کم‌دقت نگه می‌دارند که در مجموع، نتیجه نهایی کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی خروجی صنایع دانش‌بنیان در مقیاس جهانی ظرف شش ماه آینده خواهد بود.

براساس بررسی‌های به‌عمل آمده، چهار راهبرد فنی، سیاستی و مالی برای گذار از بحران سیستماتیک در صنعت هوش مصنوعی به شرح ذیل پیشنهاد می‌شود.

غیرمتمرکزسازی جغرافیایی و انرژی مراکز محاسبات: شرکت‌های غول هوش مصنوعی باید فورا برنامه‌ای برای جابه‌جایی حداقل ۴۰ درصد از بار پردازشی خود به مراکز داده در مناطق با ثبات ژئوپلیتیکی و دسترسی به انرژی تجدیدپذیر (مانند ایسلند، کانادای شمالی یا شیلی) اجرا کنند. این کار مستلزم سرمایه‌گذاری مشترک با دولت‌های میزبان در زیرساخت فیبر نوری مقاوم و نیروگاه‌های خورشیدی و بادی به همراه سامانه‌های ذخیره‌ساز باتری به اندازه ۷۲ ساعت است. از نظر فنی، طراحی الگوریتم‌های «پردازش لبه» که بتوانند بخشی از محاسبات را روی دستگاه نهایی کاربر (مانند تلفن هوشمند یا خودرو) انجام دهند، وابستگی به مراکز داده متمرکز را کاهش می‌دهد. سیاست‌گذاران اروپایی و شرق آسیا می‌توانند از طریق معافیت‌های مالیاتی ده‌ساله برای شرکت‌هایی که چنین معماری مقاوم را پیاده کنند، این مهاجرت را تسریع کنند.

تاسیس صندوق ثبات استراتژیک تراشه و انرژی هوش مصنوعی: کشورهای عضو گروه هفت و شرکای فناور آن‌ها باید صندوقی با سرمایه اولیه ۵۰ میلیارد دلار ایجاد کنند که کار آن ذخیره‌سازی سه‌ماهه نیاز تراشه‌های پیشرفته (رده ۳ نانومتر و پایین‌تر) و همچنین خرید قراردادهای آتی برق از نیروگاه‌های هسته‌ای کوچک باشد. این صندوق به شرکت‌های هوش مصنوعی اجازه می‌دهد در زمان بحران با نرخ یارانه‌ای به ذخایر دسترسی پیدا کنند. در بخش مالی، انتشار اوراق قرضه با پشتوانه «هزینه محاسبات ابری پیش‌فروش شده» می‌تواند نقدینگی لازم برای حفظ سرمایه‌گذاری خطرپذیر را تامین کند. بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی باید چارچوبی برای ارزش‌گذاری این اوراق در زمان جنگ تدوین کند تا از سقوط آزاد قیمت آنها جلوگیری شود.

طراحی پروتکل‌های هماهنگ غیرمتمرکز برای یادگیری توزیع‌شده: بزرگ‌ترین آسیب‌پذیری فنی کنونی، وابستگی مدل‌های هوش مصنوعی به تجمیع داده در یک نقطه است. کنسرسیومی از شرکت‌های انویدیا، گوگل، متا و چند دانشگاه برتر باید پروتکل منبع‌باز «یادگیری فدرال مقاوم» را ظرف ۱۸ ماه نهایی کند. در این پروتکل، هر مرکز داده محلی فقط پارامترهای به‌روز شده مدل را با همسایگان خود تبادل می‌کند، بدون اینکه نیاز به اتصال دائمی به یک سرور مرکزی داشته باشد. به این ترتیب، حتی اگر ۶۰ درصد مراکز داده به دلیل قطع برق یا حملات سایبری از مدار خارج شوند، بقیه شبکه قادر به ادامه یادگیری و استنتاج خواهند بود. سیاست‌گذاران باید این پروتکل را به عنوان استاندارد اجباری برای خدمات هوش مصنوعی حیاتی (مانند تشخیص پزشکی و کنترل ترافیک هوایی) تصویب کنند.

دیپلماسی کریدور لجستیک جایگزین برای زنجیره سخت‌افزار: چین، هند، روسیه و آلمان در قالب ابتکار کمربند-راه باید کریدوری زمینی-ریلی از شانگهای به هامبورگ را با ایستگاه‌های بازرسی خودکار هوشمند تجهیز کنند تا قطعات حساس در کمتر از ۱۲ روز (در مقایسه با ۴۵ روز مسیر دریایی جایگزین) جابه‌جا شوند. برای مسیرهای هوایی، باید پایانه‌های بار هوشمند در فرودگاه‌های دبی، استانبول، نایروبی، تهران، مسکو و برلین ایجاد شود که از سامانه‌های طبقه‌بندی مبتنی بر هوش مصنوعی برای اولویت‌بندی محموله‌های تراشه استفاده کنند. شرکت‌های لجستیک مانند دی‌اچ‌ال و فدکس موظف شوند در زمان بحران، ۳۰ درصد ظرفیت بار خود را به حمل قطعات هوش مصنوعی اختصاص دهند. در سطح مالی، بیمه‌گران بین‌المللی باید پوشش ریسک جنگی را برای این کریدورهای جدید با حق بیمه ۷۰ درصد کمتر از مسیرهای دریایی خلیج فارس ارائه کنند تا انگیزه اقتصادی برای تغییر مسیر ایجاد شود.

تاریخ فناوری نشان داده که بحران‌های ژئوپلیتیک عمیق، اگرچه ویرانگر هستند اما معماری‌های مقاوم‌تر و غیرمتمرکزتری را بر جای خواهند گذاشت. بسته شدن تنگه هرمز، پایان عصر «فرض دسترسی آسان و ارزان به انرژی و حمل و نقل» برای صنعت هوش مصنوعی است. اما شرکت‌ها و کشورهایی که امروز راهبردهای چهارگانه فوق را پیاده کنند، فردا در جایگاه رهبران جهانی این صنعت قرار خواهند گرفت. بازارهای مالی منفی، سرمایه‌گذاران واقعی را از سفته‌بازان جدا می‌کند. در چنین روزهایی، ارزش واقعی یک شرکت هوش مصنوعی نه به نرخ بهره یا قیمت نفت، بلکه به میزان مقاومت زنجیره تامین و نوآوری فنی آن در برابر طوفان‌های ژئوپلیتیک گره می‌خورد. 

هیجو دسکتاپ خبر چپ
محک دسکتاپ خبر چپ