جنگ در خاورمیانه کشاورزی آفریقا را متلاشی کرد
اقتصاد معاصر-حجت بینآبادی، پژوهشگر حوزه بودجه و مالی: با تشدید تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا در غرب آسیا و متعاقب آن انسداد تنگه هرمز، توجه ناظران اقتصادی جهان به طور طبیعی معطوف به جهش قیمت نفت و گاز شد. نفت برنت در مدت کوتاهی به مرز ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید که تقریبا دو برابر میانگین پیش از جنگ است. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، تاثیر عمیق این بحران بر امنیت غذایی قاره آفریقا از طریق مختل شدن زنجیره تامین کودهای شیمیایی است.
خلیج فارس نه فقط منبع اصلی انرژی جهان، بلکه قطب بیرقابت تولید و صادرات آمونیاک، اوره و کودهای فسفاته بهشمار میرود. ایران به همراه عربستان سعودی و قطر، بخش قابل توجهی از نیاز وارداتی کشورهای آفریقایی به این نهادههای حیاتی را تامین میکنند. افزون بر این، گاز طبیعی که ماده اولیه اکثر فرآیندهای تولید کود است نیز عمدتا از همین منطقه به بازارهای جهانی عرضه میشود. بسته شدن تنگه هرمز، عملا این شریان حیاتی را مسدود کرده و پیامدهای فوری برای کشاورزی آفریقا به همراه داشته است.
تحلیلهای میدانی نشان میدهد که معاملات آتی انواع کود در نخستین روزهای پس از انسداد، جهشی بیش از ۱۰ درصد را تجربه کردهاند. پیشبینیهای معتبر حاکی از آن است که میانگین قیمت جهانی کود در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال گذشته، حدود ۱۷ درصد افزایش خواهد یافت. این رقم در صورت تداوم درگیریها و بسته ماندن تنگه، احتمالا فراتر نیز خواهد رفت.
مکانیسم افزایش مستقیم و غیرمستقیم هزینه تولید محصولات کشاورزی
افزایش قیمت کود به صورت مستقیم، هزینه تمامشده تولید را برای کشاورزان آفریقایی بالا میبرد. اما آنچه این بحران را پیچیدهتر میکند، آثار غیرمستقیم و زنجیرهای آن است که غالبا نادیده گرفته میشود.
اثرات مستقیم: نخستین و آشکارترین تاثیر، افزایش قیمت تمامشده هر کیلوگرم محصول کشاورزی به دلیل گرانی نهاده کود است. در مزارع ذرت و گندم شرق آفریقا که کودهای ازت نقشی حیاتی در عملکرد دارند، سهم هزینه کود از کل هزینههای متغیر تولید گاهی به ۳۰ تا ۴۰ درصد میرسد. با افزایش ۱۷ درصدی قیمت کود، به طور میانگین بین ۵ تا ۷ درصد به هزینه تولید هر تن غله افزوده میشود. برای خردهمالکان با حاشیه سود اندک، این میزان میتواند به معنای ورود به منطقه زیاندهی باشد.
اثرات غیرمستقیم: این بخش عمیقتر و گستردهتر است. اول، افزایش قیمت گاز طبیعی به عنوان خوراک اصلی کارخانههای تولید کود، نه تنها کود را گران میکند، بلکه هزینه خشککردن محصولات، تامین انرژی گلخانهها و سوخت ماشینآلات کشاورزی را نیز به شدت افزایش میدهد. دوم، اختلال در حملونقل دریایی از طریق تنگه هرمز، مسیرهای جایگزین مانند دماغه امید نیک را به میان میآورد که زمان سفر را تا سه هفته افزایش و هزینه بیمه محمولهها را چند برابر میکند. سوم، کاهش مصرف کود به دلیل گرانی، مستقیما عملکرد در واحد سطح را کاهش میدهد. تجربیات دوران پس از حمله روسیه به اوکراین نشان داد که کاهش ۲۰ درصدی مصرف کود، میتواند افت ۱۵ تا ۲۵ درصدی عملکرد گندم و ذرت را به دنبال داشته باشد. این کاهش عرضه، قیمت مواد غذایی را در بازارهای داخلی آفریقا به شدت افزایش میدهد. چهارم، تورم مواد غذایی ناشی از این شوک، هزینه تولید را برای همه بخشهای اقتصاد بالا میبرد و فشار بر دستمزدها و نهادههای غیرکشاورزی را تشدید میکند.
بار سنگین بر دوش آسیبپذیرترین اقتصادهای آفریقا
همه کشورهای آفریقا به یک میزان از این بحران متضرر نمیشوند. تحلیلهای صورت گرفته نشان میدهد که سودان جنگزده، به دلیل واردات ۵۴ درصد از کود دریایی خود از خلیج فارس، در صدر فهرست آسیبپذیرترین کشورها قرار دارد. پس از آن، تانزانیا، سومالی، کنیا و موزامبیک نیز به دلیل وابستگی شدید به واردات و داشتن بخش کشاورزی بزرگ اما با تولید داخلی محدود کود، در معرض خطر جدی هستند. در غرب آفریقا، غنا و ساحل عاج نیز از طریق محصولات صادراتی خود مانند کاکائو (که کوددهی مناسب برای جلوگیری از بیماری و افزایش بازده در آن حیاتی است) ضربات سنگینی را متحمل خواهند شد.
نکته حائز اهمیت، فشار مضاعفی است که بر کشورهای دارای برنامههای یارانه کود گسترده مانند کنیا و نیجریه وارد میشود. این دولتها یا باید با افزایش شدید هزینههای بودجهای برای حفظ یارانهها مواجه شوند یا یارانه را کاهش دهند که پیامدهای اجتماعی و سیاسی سنگینی به دنبال خواهد داشت. همچنین برخلاف تصور اولیه، کشورهای صادرکننده نفت و گاز آفریقا مانند نیجریه و آنگولا نیز لزوما از این بحران سود نمیبرند، زیرا حذف یارانههای فرآوردههای نفتی در سالهای اخیر، اثر افزایش قیمت نفت را مستقیما به جیب مصرفکنندگان و کسبوکارهای کوچک منتقل کرده است.
براساس بررسیهای بهعمل آمده، کشورهای آفریقایی نیازمند اتخاذ چهار راهکار سیاستی ذیل برای تابآوری زنجیره تامین کشاورزی و کود در مواجهه با این بحران ساختاری هستند.
سرمایهگذاری فوری در تولید داخلی کود با اولویت گاز طبیعی و فسفات محلی: تجربه زامبیا پس از جنگ روسیه و اوکراین که با حمایت بانک توسعه آفریقا خط تولید داخلی خود را بازسازی کرد، نشان میدهد که این راهبرد شدنی و موثر است. نمونه موفق دیگر، کارخانه کود شیمیایی دانگوته در نیجریه با ارزش ۲.۵ میلیارد دلار است که به دومین تولیدکننده بزرگ اوره در جهان تبدیل شده و اخیرا قرارداد ساخت تاسیسات مشابهی در اتیوپی را امضا کرده است. کشورهای آفریقایی دارای ذخایر گاز (مانند موزامبیک، تانزانیا، سنگال) و فسفات (مانند مراکش، تونس، سنگال) باید همکاریهای منطقهای برای احداث کارخانههای مشترک را در دستور کار قرار دهند.
توسعه برنامههای کود سبز مبتنی بر انرژی تجدیدپذیر: یک نهاد غیرانتفاعی آمریکایی اخیرا تاکید کرده است که آفریقا از ظرفیت بینظیری برای تولید آمونیاک سبز (با استفاده از انرژی خورشیدی و بادی) به عنوان جایگزینی برای کودهای مبتنی بر گاز طبیعی وارداتی برخوردار است. هرچند این تحول یکشبه محقق نمیشود اما تشکیل کنسرسیومهای منطقهای با مشارکت سرمایهگذاران بینالمللی میتواند ظرف پنج تا هفت سال، بخش قابل توجهی از نیاز قاره را پوشش دهد.
ایجاد سازوکار منطقهای برای خرید مشترک، ذخیرهسازی استراتژیک و کریدورهای جایگزین: اتحادیه آفریقا باید صندوق ویژه تامین کود با مشارکت کشورهای عضو تشکیل دهد که امکان خرید انبوه و بلندمدت را با قیمتهای پایینتر فراهم کند. همچنین ایجاد انبارهای ذخیره استراتژیک کود در بنادر شرق (مومباسا، دارالسلام) و غرب (لومه، ابیدجان) و توسعه کریدورهای زمینی جایگزین برای دور زدن مسیرهای دریایی پرخطر، ضرورتی انکارناپذیر است.
سیاستهای حمایتی هوشمند به جای یارانه همگانی: به جای یارانه گسترده و پرهزینه کود که غالبا به سود کشاورزان بزرگ و دلالان تمام میشود، کشورها باید سیستم اعتبارات خُرد کشاورزی، بیمه محصولات در برابر شوک قیمت و آموزش روشهای بهینه مصرف کود (کشاورزی دقیق، کمپوست، کودهای زیستی) را گسترش دهند. این رویکرد ضمن کاهش فشار بر بودجه دولت، تابآوری خردهمالکان را به شکل پایدارتری افزایش میدهد.
در پایان باید اظهار داشت، بحران کنونی هشداری جدی برای آفریقا است؛ چراکه ادامه وابستگی ساختاری به کود وارداتی از مناطق ژئوپلیتیک ناپایدار، امنیت غذایی قاره را با ریسکی دائمی مواجه کرده است. پنجره فرصت برای اقدام راهبردی، هرچند باریک اما هنوز باز است.